چرا دیکتاتوری بهتر از دموکراسی است؟!
با نگاهی به اندیشهها و نوشتههای اندیشمندان، آنچه اکثر آنهایی که در این باره اظهار نظر کردهاند بر آن توافق دارند، حماقت اکثریت است. اینکه به لحاظ کمیت، اکثر انسانها وقعِ چندانی به اندیشه نمینهند و ارزشی برای تفکر قائل نیستند. عبارت «أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ» در قرآن هم به همین نکته اذعان دارد. همچنین احادث مختلفی در مورد اکثریت نادان وجود دارد. شوپنهاور در «در بابت حکمت زندگی» از گِلِرت نقل میکند: دلباختگان ِ بهترین موهبتها، معمولا بسیار اندکاند، و بیشتر مردمان، بد را خوب میانگارند، مصیبتی که هر روز با آن مواجهیم. اما چگونه میتوان از این آفت پیشگیری کرد؟ گمان نمیکنم که این مصیبت از جهان ما رخت بربندد. تنها یک راه وجود داد که آن هم بینهایت دشوار است: ابلهان باید فرزانه شوند و چنین چیزی ممکن نیست. اینان ارزش زندگی را هرگز درنخواهند یافت. جهان را به چشم ظاهر میبینند، نه با عقل. امور بیارزش را میستایند، زیرا نیکی بر آنان ناشناخته است. شوپنهاور هم در این کتاب به میزان قابل توجهی در باب اکثریت نادان قلم فرسایی میکند.