<?xml version="1.0" encoding="utf-8" standalone="yes"?><rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"><channel><title>کتاب on یحیی صیاداربابی</title><link>https://fa.theyahya.com/category/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/</link><description>Recent content in کتاب on یحیی صیاداربابی</description><generator>Hugo -- 0.116.1</generator><language>fa-Fa</language><lastBuildDate>Sun, 04 Feb 2018 17:15:54 +0000</lastBuildDate><atom:link href="https://fa.theyahya.com/category/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/feed.xml" rel="self" type="application/rss+xml"/><item><title>کتاب: ریگ روان</title><link>https://fa.theyahya.com/quicksand/</link><pubDate>Sun, 04 Feb 2018 17:15:54 +0000</pubDate><guid>https://fa.theyahya.com/quicksand/</guid><description>جزء از کل را درباره‌ی ترس از مرگ نوشتم و ریگ روان را درباره‌ی ترس از زندگی. ـ استیو تولتز
نکته‌ی اساسی در مواجهه‌ با قلم استیو تولتز برای من، احساس همذات‌پنداری شدید است! تولتز استاد طنزِ تلخ و ترسیم شرایط نامساعد است، نقاشِ نابهنجاری‌ها و تناقضات مدرنیسم. نگارنده‌ی بهترین دیالوگ‌ها و تک‌گویی‌ها. ریگ روان شاید جزء از کلِ تراژیک‌تر است. تراژدی انسانِ ناکامل در برابر زندگی و مرگ، و فلسفه‌ی هرکدام.</description></item><item><title>کتاب: جزء از کل</title><link>https://fa.theyahya.com/%D8%AC%D8%B2%D8%A1-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%84/</link><pubDate>Wed, 24 May 2017 07:16:04 +0000</pubDate><guid>https://fa.theyahya.com/%D8%AC%D8%B2%D8%A1-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%84/</guid><description>از اونجایی که بعد از چند وقت رمان خوندم، و در‌واقع جزء از کل دوباره منو به دنیای رمان علاقمند کرد تصمیم گرم چند پاراگرافی از کتاب و در مورد کتاب بنویسم. قبلاً در مورد &lt;a href="http://ysarbabi.ir/blog/2017/05/a-story-of-tehran-and-paradise/">هیجان اولیه‌ي خرید کتاب&lt;/a> گفتم و حالا اینجا می‌خوام در مورد هیجان مداومِ خواندنش بگم.</description></item><item><title>کتابخانه‌ی شبانه‌روزی نداریم!</title><link>https://fa.theyahya.com/book-309/</link><pubDate>Tue, 20 Dec 2016 11:29:22 +0000</pubDate><guid>https://fa.theyahya.com/book-309/</guid><description>حالا برایمان، کتاب خواندن شده نمونه‌ای شبیه حملات تروریستی خاورمیانه، با اینکه فجایعی در همین نزدیکی‌مان در حال رخ دادن است، ولی آنقدر خبرش را شنیده‌ایم که به عنوان قسمتی از روزمرگی‌مان پذیرفته‌ایم که باید چنین باشد. بسیاری از مسائل‌ای که هر روز با غرغر کردن از کنارشان می‌گذریم، و کم‌کم غرغر ما به یک اخم ساده تنزل پیدا می‌کند و نهایتا مشکل و فاجعه را بخشی از حقیقتِ غیرقابلِ تغییر می‌پذیریم؛ همانطور که جاذبه هست، حملات تروریستی هم باید باشند.</description></item><item><title>کتاب: در باب حکمت زندگی</title><link>https://fa.theyahya.com/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C/</link><pubDate>Wed, 16 Nov 2016 16:11:58 +0000</pubDate><guid>https://fa.theyahya.com/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C/</guid><description>در باب حکمت زندگی اولین اثری‌ست که از شوپنهاور در درست گرفتم. همچنین اولین کتابی‌ست که می‌بینم خیل عظیمی از اطلاعات را در چنین حجم کمی ارائه می‌دهد. بر خلاف اکثر کتاب‌هایی که خوانده‌ام، حتی سوای آن‌هایی که داستان و رمان بوده‌اند، حتی کتاب‌هایی نظیر تاریخ فلسفه و یا دنیایی سوفی هم اینقدر چگالی محتوایِ مفید ندارد. همین چگالی البته باعث می‌شود که سرعت مطالعه پایین بیاید، سوایِ اینکه اثری‌ست فلسفی و مسلما نیازمند تفکر.</description></item></channel></rss>