مطمئنا این پدیده هم مثل همهی پدیدههایی که به دست بشر اختراع شدهاند یک روز در مغر بشری هستی گرفته، کمکم شروع به زیستن کرده ( نه به معنیِ واقعیِ کلمه! )، به بلوغ رسیده و حال که میانسالی را از سَر گذرانده، پیری حریص شده که همه چیز را میخواهد، حتی آسایش ما را.
تبلیغات نمودِ عینی مصرفگراییِ مدرنیتهست، نشان دهندهی اینکه ما گاهی چیزی را خریداریم که به آن نیاز نداریم، در واقع تبلیغات شما را توجیه میکند که به آن نیاز دارید؛ توجیه میکند که با وجود داشتن یک دوربین دیجیتال باید دوربین تلفتنِ همراهتان هم خوب باشد، و حتی باید یک تبلت با قابلیت عکاسی، با کیفیت بالا هم داشته باشید، بله درست است؛ ممکن است لازم شود!
حتی به نقطهای رسیدهایم که برای محصولمان تبلیغ میکنیم تا بتوانیم به دیگران تبلیغ نشان دهیم؛ مثلا من برای وبلاگم تبلیغ میکنم، چرا، تا دیگران بیایند و تبلیغاتی که من در وبلاگم دارم را ببینند. مضحک نیست؟! مگر برنامههای زیادی نیستند که تبلیغ میکنند تا ما آنها را بطور رایگان دانلود و نصب کنیم و بعد روی تبلیغاتشان کلیک کنیم.
از نظر من تبلیغات بطور کلی پدیدهای غیرِ سودمند است، البته مسلما نه برای کسانی که برایشان منفعت مالی دارد. خرید یک کالا یا خدمت باید بر اساس نیاز باشد، یعنی شما احساس کنید که به یک کالا یا سرویس نیاز دارید و بعد دنبالش بگردید و متناسب با نیازتان، آن را خریداری کنید. نه پس از دیدن یک تبلیغ وسط فیلم احساس کنید که به حشرهکش نیاز دارید و با پیامک آن را خریداری کنید و در کمتر از 24ساعت درب منزل تحویل بگیرید!
احتمالا دیوید فینچر هم سعی داره حرف مهمی بهمون بزنه؛
“we buy things we don’t need, with money we don’t have, to impress people we don’t like.” Edward Norton _ Fight Club