<?xml version="1.0" encoding="utf-8" standalone="yes"?><rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"><channel><title>جامعه on یحیی صیاداربابی</title><link>https://fa.theyahya.com/tag/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87/</link><description>Recent content in جامعه on یحیی صیاداربابی</description><generator>Hugo -- 0.116.1</generator><language>fa-Fa</language><lastBuildDate>Fri, 18 Jun 2021 17:24:19 +0000</lastBuildDate><atom:link href="https://fa.theyahya.com/tag/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87/feed.xml" rel="self" type="application/rss+xml"/><item><title>هیچوقت نمی‌دونی کدوم گذشته میخواد بیاد سراغت</title><link>https://fa.theyahya.com/which-past/</link><pubDate>Fri, 18 Jun 2021 17:24:19 +0000</pubDate><guid>https://fa.theyahya.com/which-past/</guid><description>یک زخم نسبتا پهن پشت دستش بود. شایده به اندازه‌ی ۲ یا ۳ سکه‌، زخم بنظر جدید میومد و چند نقطه‌ی عمیق و فرو رفتگی هم داشت. بهش گفتم چی شده؟!
ظاهرا یک سگ گرفته اخیرا. ۳-۴ ساله. گرفتن شاید درست نباشه، adoptش کرده، سرپرستیش رو پذیرفته. میگفت نشسته بودم، مشغول تلوزیون دیدن، و توپ می‌انداختم براش و میرفت میاورد و نوازشش میکردم و دوباره توپ رو می‌انداختم. میگفت یک بار که توپ رو انداختم نرفت توپ رو بیاره و بجاش دستم رو گاز گرفت!</description></item><item><title>﻿هنر اهمیت ندادن: کتاب The Subtle Art of Not Giving a Fu*k</title><link>https://fa.theyahya.com/the-subtle-art-of-not-giving-a-fck/</link><pubDate>Wed, 18 Apr 2018 18:00:15 +0000</pubDate><guid>https://fa.theyahya.com/the-subtle-art-of-not-giving-a-fck/</guid><description>آزادی مطلق به خودیِ خود هیچ معنایی ندارد، آزادی وقتی که با تعهد و مسئولیت همراه باشه معنی پیدا می‌کند.
کتاب The Subtle Art of Not Giving a Fu*k در واقع نه در مورد اهمیت ندادن، بلکه در مورد اهمیت دادن است، ولی بشکلی بهینه و برای افراد و چیزهایی که واقعا اهمیت دارند نه همه‌چیز و همه‌کس.
سعی نکن! همین که کتابی در حوضه‌ی خودیاری (self-help) با جمله‌ی « سعی نکن» شروع شود خودش نشان دهنده‌ی این است که با کتاب متفاوتی روبرو هستیم.</description></item><item><title>روایتی از تهران و بهشت!</title><link>https://fa.theyahya.com/a-story-of-tehran-and-paradise/</link><pubDate>Fri, 12 May 2017 08:37:12 +0000</pubDate><guid>https://fa.theyahya.com/a-story-of-tehran-and-paradise/</guid><description>وقتی ساعت شیش صبح تو ایستگاه راه‌آهن سوار مترو تهران میشی! فقط چند ثانیه کافیه تا مغزت از راه حواست اونقدر ورودی دریافت کنه که شروع کنی به اختراع فحش‌های جدید. تو اون لحظه فقط به این فکر میکردم که در اولین دسترسی‌ام به لپ‌تاپ، تمامی این‌ها رو بی‌واسطه در ویرایشگر وردپرس تایپ کنم، پارگراف‌های ناسزا و بدون معطلی روی «انتشار» کلیک کنم. ولی ماجرا به شکلی رقم خورد که از آن صرفنظر کردم!</description></item><item><title>کتابخانه‌ی شبانه‌روزی نداریم!</title><link>https://fa.theyahya.com/book-309/</link><pubDate>Tue, 20 Dec 2016 11:29:22 +0000</pubDate><guid>https://fa.theyahya.com/book-309/</guid><description>حالا برایمان، کتاب خواندن شده نمونه‌ای شبیه حملات تروریستی خاورمیانه، با اینکه فجایعی در همین نزدیکی‌مان در حال رخ دادن است، ولی آنقدر خبرش را شنیده‌ایم که به عنوان قسمتی از روزمرگی‌مان پذیرفته‌ایم که باید چنین باشد. بسیاری از مسائل‌ای که هر روز با غرغر کردن از کنارشان می‌گذریم، و کم‌کم غرغر ما به یک اخم ساده تنزل پیدا می‌کند و نهایتا مشکل و فاجعه را بخشی از حقیقتِ غیرقابلِ تغییر می‌پذیریم؛ همانطور که جاذبه هست، حملات تروریستی هم باید باشند.</description></item></channel></rss>