<?xml version="1.0" encoding="utf-8" standalone="yes"?><rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"><channel><title>شوپنهاور on یحیی صیاداربابی</title><link>https://fa.theyahya.com/tag/%D8%B4%D9%88%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%88%D8%B1/</link><description>Recent content in شوپنهاور on یحیی صیاداربابی</description><generator>Hugo -- 0.116.1</generator><language>fa-Fa</language><lastBuildDate>Sun, 28 May 2017 17:14:22 +0000</lastBuildDate><atom:link href="https://fa.theyahya.com/tag/%D8%B4%D9%88%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%88%D8%B1/feed.xml" rel="self" type="application/rss+xml"/><item><title>روزمرگی:‌ فرار کنیم یا قرار گیریم؟!</title><link>https://fa.theyahya.com/escape-of-boring/</link><pubDate>Sun, 28 May 2017 17:14:22 +0000</pubDate><guid>https://fa.theyahya.com/escape-of-boring/</guid><description>روزمرگی و بورینگ شدن زندگی از نتایج اصلی جوامع مدرن است. البته از اول بوده ولی ما راحت‌طلب‌هایِ قرن بیست‌ویکم زیادی پروبالش داده‌ایم. سینما،‌ ادبیات، ورزش، لوازم آرایشی، تلویزیون، اخبار، تلفن‌های همراه، تنقلات و فست‌فودها، مواد مخدر، پارک‌ها، فیسبوک و توییتر و تلگرام و لیستی که پایانی ندارد&amp;hellip;: همه و همه، بطور کلی بخشی از صنعت بزرگ سرگمی‌ای هستند که انسان مدرن به کار گرفته تا فراموش کند! هرچند هریک از این‌ها با اسم و رسمی موجه‌تر پا به عرصه گذاشته‌اند و گاهی هم به همان مقصود مورد استفاده قرار میگیرند، ولی اگر با خودمان صادق باشیم، حتی کتاب می‌خوانیم تا در فانتزی غور کنیم؛ چونکه واقعیت کرخت به مذاق‌مان خوش نمی‌آید.</description></item><item><title>چرا دیکتاتوری بهتر از دموکراسی است؟!</title><link>https://fa.theyahya.com/why-dictatorship-is-better-than-democracy/</link><pubDate>Thu, 10 Nov 2016 00:41:19 +0000</pubDate><guid>https://fa.theyahya.com/why-dictatorship-is-better-than-democracy/</guid><description>&lt;p>با نگاهی به اندیشه‌ها و نوشته‌های اندیشمندان، آنچه اکثر آن‌هایی که در این باره اظهار نظر کرده‌اند بر آن توافق دارند، حماقت اکثریت است. اینکه به لحاظ کمیت، اکثر انسان‌ها وقعِ چندانی به اندیشه نمی‌نهند و ارزشی برای تفکر قائل نیستند. عبارت «أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ» در قرآن هم به همین نکته اذعان دارد. همچنین احادث مختلفی در مورد اکثریت نادان وجود دارد. شوپنهاور در «در بابت حکمت زندگی» از گِلِرت نقل می‌کند:&lt;/p>
&lt;blockquote>
&lt;p>دلباختگان ِ بهترین موهبت‌ها، معمولا بسیار اندک‌اند، و &lt;strong>بیشتر مردمان، بد را خوب می‌انگارند&lt;/strong>، مصیبتی که هر روز با آن مواجهیم. اما چگونه می‌توان از این آفت پیشگیری کرد؟ گمان نمی‌کنم که این مصیبت از جهان ما رخت بربندد. تنها یک راه وجود داد که آن هم بی‌نهایت دشوار است:‌ ابلهان باید فرزانه شوند و چنین چیزی ممکن نیست. اینان ارزش زندگی را هرگز درنخواهند یافت. جهان را به چشم ظاهر می‌بینند، نه با عقل. امور بی‌ارزش را می‌ستایند، زیرا نیکی بر آنان ناشناخته است.&lt;/p>
&lt;/blockquote>
&lt;p>شوپنهاور هم در این کتاب به میزان قابل توجهی در باب اکثریت نادان قلم فرسایی می‌کند.&lt;/p></description></item></channel></rss>